عمو پورنگ دوست داشتنی
وبلاگم 3 ساله شد !!!!!!!!!!!!!!!

« به نام خدای مهربون »

سلام عمو پورنگ گلم و دوستای مهربونم !

دوستان امروز ٢٠ تیر و سومین سال ساخت این وبلاگمه !

توی این مدت خاطرات خیلی خوبی با همدیگه داشتیم ولی . . . . ولی انگار دیگه مثه همیشه نمی تونیم باشیم . . . .  .

خب فعلا تا بعد ..................

دست علی یارتون       بای بایبای بایبای بای       خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٧ - ریحانه خالقی

يادش بخير!!!!!!!!!!!!!!

                                     به نام خدا

سلام عموی نازنین و دوستان گلم!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم که حالتون خوی باشه

خیلیییییییییییییی دلم براتون تنگ شده، ولی انگار دیگه هیچ کسی به اندازه ی همیشه اون شوق برای نوشتن رو نداره.

ولی انشاالله دوباره همه ی اون روزای خوب بر می گردند!!!!!!!!!!!!

خب عمو پورنگ گل و عزیزم و دوستان نازنینم! من فعلا باید برم.

منتظرتون هستم!!!!!!!!!!!!!!!

فعلا، تا بعد.......................

  دست علی یارتون          خدانگهدارتون  

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٦ - ریحانه خالقی

« وبلاگم دو ساله شد!!!!!!!!!»

               « به نام خدای بخشنده و مهربون»

سلام دوستان عزیز و عمو پورنگ گلم. حال و احوالتون چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوبید؟؟؟؟؟؟ چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی می دونید امروز، چه روزیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عجله نکنید!!!!!! اگر کمی صبر کنید، حتما بهتون میگم!!!!!!!!!!! خیلــــــــی دوستتون دارم!!!!!!!!!

                  

تقدیم به عمو پورنگ:

باوفاترین عموی دنیا، عمو پورنگ عزیزم! یادت باشد که به یادم بیاوری که یادت بدهم که یاد بگیری که همیشه به یادت هستم و یادت هیچ وقت از یادم نمی رود.« دوستت دارم!»

    

    *************************************************************

     « تولد دو سالگی وبلاگم مبـــــــارک!!!!!!!»

    *************************************************************

         

                     « تولد دو سالگی وبلاگم مبـــــارک!!!!!!!!!!»

۲ سال پیش، در ۲۰ تیر ماه سال ۸۴ ( ۲۰/۴/۱۳۸۴) ساعت ۱۲:۱۸ صبح به کمک لادن جون، این وبلاگ درست شد و اولین آپ خودش رو کرد. بعد از عمو پورنگ، لادن اولین دوستی بود که باهاش آشنا شدم. الان هم بعد از دو سال لادن از باوفاترین و صمیمی ترین و مهربان ترین دوستامه! البته من در این مدت با دوستان دیگری نیز آشنا شدم که آنها نیز در جای خود خیلی مهربانند و به من لطف دارند. در این مدت عده ای نیز از وبلاگ و وبلاگ نویسی دست کشیدند و رفتند! خلاصه من عاشق وبلاگم و دوستام هستم و امیدوارم بتوانم این وبلاگ را همیشه استوار و سربلند نگه دارم و با دوستان دیگری نیز آشنا بشم!

     

     **************************************************************

    « عشق، نیروی انجام کار های غیر ممکن را به انسان می بخشد!»      

    **************************************************************

خب دوستان گلم و عمو پورنگ مهربونم، امیدوارم که خوشتون اومده باشه و دوستیمون همیشه و تا ابد پابرجا بمونه! خیلییییییییییییییییییییی دوستتون دارم! 

دست علی یارتون        خدانگهدارتون          

                     

                           

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٦ - ریحانه خالقی

« آخ جونمی جون، تابستون اومد!!!!!!!!!!»« روز مادر مبـــــــارک!!!!!!!!»

    « به نام آنکه وجودم زوجودش شده موجود»

سلام. سلام به شما دوستای مهربون و عمو پورنگ گلم! حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلـــــــی دلم براتون تنگ شده بود. امیدوارم که من رو از یاد نبرده باشید. راستی امتحاناتتون رو خوب دادید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مطمئنا که خوب دادید و انشاالله که کارنامه ی خوبی هم بعد از اون همه تلاش و درس خوندن گرفته باشید. خیلیییییییییییییییی دوستتون دارم!!!!!!!!!! 

             ********************************************************

تقدیم به عمو پورنگ:

عموی خوبم، عمو پورنگ! اگر می خواهی بدانی چقدر دوستت دارم، تعداد نفس هایی را که تا حالا کشیده ای ضربدر قدم هایی که برداشته ای بکن. عموی عزیزم، دوستت دارم نه به این خاطر که دوست داشته شوم، دوستت دارم چرا که شایسته ی عشقی.« دوستت دارم!»    

                                  

            مادرم دوستت دارم!!!                               

مادر عزيزتر از جانم، مادر گلم! بعد از نام خدا، تمام زيبايي ها در چشم تو نمايان مي شود. قلب من هميشه به ياد تو و به خاطر تو مي تپد. تو آرام بخش جسم و جانم هستي. تمام عمرم فداي يك تبسم زيباي تو. دوستت دارم و روز مادر را صميمانه بو تو، بهترين مادر دنيا، تبريك مي گويم. 

                  روز مادر مبارك    

     *************************************************************

         مادر بهترين شعري است كه شاعر طبيعت و خالق هستي سروده است.   

     *************************************************************

                                  روز مادر مبارك

                   روز مادر مبارك

                                                  « قرار ملاقات»

لیتل جو با عصبانیت از شرکت محل کارش خارج و راهی محل قرارش با مری شد، او فقط خوشحال بود که باوفاتری دختر دنیا نامزد اوست! به همین خاطر تا نشست پشت میز رستوران، به مری که عاشقانه به صورت او زل زده بود، گفت: میدونی مری... امروز از شرکت اخراجم کردند... اون هم فقط به این خاطر که وقتی آقای مایکل- رئیس شرکت- پیشنهاد کرد، دست از سر تو بردارم تا اون باهات دوست بشه... سیلی محکمی توی صورتش زدم! لیتل جو وقتی دید مری به فکر فرو رفت، ادامه داد: نگران نباش مری من حتما تا دو ماه دیگه که قراره ازدواج کنیم یک کار دیگه پیدا می کنم...!

مری باز هم سکوت کرد و لیتل برای اینکه فضا را عوض کند، به سراغ مسوول رستوران رفت تا به مناسبت روز تولد نامزدش، سفارش یک کیک دو نفره بدهد، اما وقتی برگشت و مری متوجه نبود که او از پشت سرش دارد می آید، لیتل جو دید که نامزدش به سرعت دارد شماره تلفن همراه آقای مایکل را از دفترچه تلفن او برمی دارد! 

     

                 « آنکه می گرید، یک درد و آنکه می خندد، هزار و یک درد دارد!»

          **********************************************************

خب عمو پورنگ و دوستان عزیزم، امیدوارم که خوشتون اومده باشه! خیلییییییییییییییییی دوستتون دارم و شما رو تا آپ بعدی به خدای مهربون می سپارم.

دست علی یارتون           خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦ - ریحانه خالقی

« سال نو مبارک»

                   « به نام آفریننده ی زیبایی ها»

مژده که ایام بهار آمده                                               گل به سر شاخ به بار آمده

بلبل عاشق پی دیدار گل                                           نغمه زنان با دل زار آمده

بر سر هر شاخ تماشا کنید                                         بس که در آن نقش و نگار آمده

                 ***********************************************

هزاران سلام به زیبایی شکوفه های بهاری و سرسبزی درختان به عمو پورنگ عزیز و گل و مهربونم و تک تک شما دوستان گرامی!!!!!!!!! امیدوارم که با اومدن بهار، دل هاتون هم بهاری شده باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                                    HAPPY NEW YEAR

تقدیم به عمو پورنگ:

اسطوره ی مهربانی، عمو پورنگ!سوگند به برگ های درختانی که ذکر خدا را می گویند، دوستت دارم و امید که همواره سبز باشی.« سال نو مبارک!!!!!!»

                              HAPPY NEW YEAR

                                             « تولد دوباره» 

چند بهار را دیده ای؟ چند بار سرود سبز زندگی را با بهار خوانده ای؟ چقدر بهار را می شناسی؟ سفره ی هفت سین را ساعت چند پهن می کنی؟؟؟؟؟؟؟ در لحظه ی تحویل سال چند عاشق بیدل همنشین تو اند؟

مبادا هیچ گلی در قلبت نروید و هیچ شکوفه ای در چشمت ننشیند؟

حیف نیست این همه گل های خوشبو و زیبا را نبینی؟

بهار شادمان و دست افشان می آید تا من و تو به همه ی این سوالات فکر کنیم و جوابی درست برای آن ها بیابیم. بهار می آید تا بی خبری برود. بهار می آید تا آشتی و مهربانی جای قهر و نامهربانی را بگیرد. بهار می آید تا من و تو بهانه ای برای مرور خود و گذشته مان داشته باشیم.

بهار می آید تا من و تو به یاد روز قیامت و آن رستاخیز عظیم بیفتیم و ببینیم برای آن سفر محتوم، زادراهی در کوله پشتی مان گذاشته ایم یا نه. بهار وقتی زیباست که ما انسان ها هم پا به پای طبیعت سبز شویم. اگر من و تو سبز نشویم، از این همه گل و درخت و بلبل و چشمه و رود، چه سود؟

بهار و سفره ی هفت سین و لحظه ی تحویل سال می تواند آغازی برای زندگی و تولد دوباره ی ما باشد، به شرطی که قدر خود را بدانیم، استعداد های بالقوه مان را بشناسیم و بر اشتباهات ریز و درشت خود پای نفشاریم.

                  HAPPY NEW YEAR

دگر باره کتاب زیبای طبیعت گشوده می شود و دوباره قصه ی دلنشین بهار خوانده می شود. هنگام آن رسیده که آفرینش دوباره آغاز شود و جشن تولد طبیعت برپا گردد. ما به شکرانه ی بهاری که خداوند عطا فرموده این کلام الهی را زمزمه می کنیم و از صمیم دل به او می گوییم:

                                        یا مقلب القلوب و الابصار

                                 یا مـدبــر الـیـل و الـنـهـار

                                 یا محول الحول و الاحوال

                                   حول حالنا الی احسن الحال

                         HAPPY NEW YEAR

      ************************************************

                   نوروز ۸۶، سال کوروش خجسته باد.

     ************************************************

« خاطرات نوروزی هنر مندان»

                           « داریوش فرضیایی»

                                                 « به خاطر بچه ها»

حدود پنج سال است به جای اینکه موقع تحویل سال سر سفره ی هفت سین باشم به خاطر عشق به بچه ها نه توانسته ام سر سفره ی هفت سین باشم و نه ایم نوروز به مسافرت بروم، فقط برای بچه ها کار می کنم.

                           HAPPY NEW YEAR

                                                  « بهار»

هوا بوی نم می داد. زنگ در را که زد صدای شاد بچه ها آوار شد روی سرش.

- بابایی سلام.

چشمان شاد بچه ها سرید روی دست های خالی اش. تنش گر گرفت. انگار هنوز پای کوره ی آجرپزی ایستاده بود. زنش روی بالکن نگاهش می کرد. در دلش غوغایی بود. زیر لب گفت:

-« یا مقلب القلوب و الابصار».

زنش گفت: ای بابا! چرا بچه ها را اذیت می کنی؟

سپس رو به آن ها گفت:

- کیسه ی خرید بابا اون گوشه کنار پله هاست!

بچه ها مثل گنجشک پریدند به طرف کیسه ها.

نگاه متعجب مرد به گوش های خالی از گوشواره ی همسرش که رسید، شانه هایش لرزید.

           

     « بهار، ره آورد تفاهم زمین و آسمان است. بهار محصول« یگانگی» است. »

          

                                        « کلیپ ویژه ی نوروز سال ۱۳۸۶ » 

                       «  ماجرای ما و زنده رود و عمو پورنگ و امیرمحمد»

دوستان عزیز، شبکه ی اصفهان یه برنامه ی زنده ای به نام « زنده رود» داره که صبح های جمعه به مدت ۴ یا ۵ ساعت پخش میشه. این برنامه رو ۲ سالی هست که می ذادره و در اون از مهمون های مختلفی از سراسر ایران دعوت می کنند. جمعه ی چند هفته ی پیش یعنی ۱۱/۱۲/۱۳۸۵، عمو پورنگ و امیرمحمد رو دعوت کرده بودند. برنامه ی خیلییییی خوبی بود.

صبح من از مسابقه ی علمی و راحله از کنکور آزمایشی برگشته بودیم و کارهامون رو برای رفتن به خرید کرده بودیم که دوست راحله زنگ زد و گفت که عمو پورنگ و امیرمحمد رو به زنده رود دعوت کرده اند. خرید رو که کردیم، رفتیم لب صدا و سیما. عمو پورنگ در حیاط صدا و سیما برنامه اجرا می کرد و ما هم از پشت نرده ها به طور واضح دیدیم. هدیه هم خیلییییییییییییی ذوق کرده بود!!!!!!۱جالبه بدونید صدا و سیمای اصفهان، حداقل ۵ تا در داره! بعد از برنامه، وقتی به در اصلی رسیدیم، گفتند عمو و امیر، از یه در دیگه رفتند ناهار بخورند و بروند فرودگاه. ما قبول نکردیم. آخر بیشتر عوامل برنامه و آقای محمد سلوکی که مجریه اومدن و گفتند که عمو رفته! ولی تصویر بردار چون از هدیه خیلیییییییییییی خوشش اومده بود، کلی ازش فیلم گرفت. خلاصه خیلیییییییییی خوش گذشت.

اون روز حتی اگه عمو و امیرمحمد رو از دور دیدیم، خیلییییییییییییییی بهمون خوش گذشت!   

                              HAPPY NEW YEAR    

 

       « سال نو مبارک!»

عموی عزیزم امیدوارم که به وبلاگم بیایید و قدم روی چشمم بگذارید و امیدوارم که شما و خانواده ی گلتون، تعطیلات نوروز و سال خوبی را داشته باشید. هرچند می دونم که شما، تعطیلات نوروز رو هم برای بچه ها کار می کنید. آخه خیلییییییییییییی مهربون و فداکارید.

عموی گل و مهربونم و دوستان خوبم! ما تا آخر تعطیلات به خونه مادربزرگم میریم. البته همچنان، برنامه ی قشنگ و جذاب عمو رو دنبال می کنم.

خب عمو جونم و دوستان عزیز، خیلـــــــــــــــــی دوستتون دارم و آرزو می کنم در سال ۸۶ بهترین روز های زندگی خود را در پیش رو داشته باشید.

دست علی یارتون               خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٥ - ریحانه خالقی

« سفر حج و ديدار بابام و عمو پورنگ»

               « به نام آفریننده ی زیبایی ها» 

سلام. سلام. سلام. سلام و هزاران سلام به عمو پورنگ عزیزم که دیگه باید حاج عمو پورنگ گفت و سلام به شما دوستان عزیز. حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟ اومدم. بعد از چهار ماه دوری اومدم. خیلـــــــــــی دلم براتون تنگ شده بود. البته به وبلاگ ها و سایت عمو سر می زدم ولی پیامی نمی گذاشتم. امیدوارم که من رو از یاد نبرده باشید! عمو جووووووووووونم و دوستان خیلیییییییییییی دوستتون دارم.

               I LOVE YOU

تقدیم به عمو پورنگ:

تقدیم به بهترین واژه ی دنیا، عمو پورنگ! آنگاه که از دروازه ی خاطرات عبور می کنم و باد، یاد گذشته ها را ورق می زند، تو در من می وزی. آنگاه که خورشید، با زیباترین انوار طلایی بر روی شرقی ترین کوه ها نقاشی می کند، عشقت در قلبم می تپد.« دوستت دارم.»

                 

                    اول از همه میگم عمو جون زیارتتون قبول!  

                                                    « سفر حج»

دوستان عزیز امسال بابای من هم برای چهارمین بار به حج مشرف شد و ۱۷ دی ماه از آنجا بازگشت. من از بابام خواسته بودم که اگه عمو پورنگ رو دید، اسم من رو به عمو بگه و برام از عمو یه نوشته بگیره. بابای من هم در روز ۱۱ ذی الحجه مصادف با ۱۰ دی ماه، در سرزمین مقدس منا آرزوی مرا برآورده کرد. و اما ماجرای آن روز از زبان بابام:

                                                بسمه تعالی

امروز، روز ۱۱ ذی الحجه و ساعتی است که از رمی جمرات سرگانه بازگشته ام. به توصیه ی دختر عزیزم، ریحانه، با یکی از دوستان به دنبال چادر محل اسکان جناب عمو پورنگ( داریوش فرضیایی) در سرزمین منا مصرانه و پرسان پرسان گشتیم تا بالاخره به کاروان ۱۷۴۴۰ محل استقرار ایشان رسیدیم. یکی از هم کاروانی های ایشان گفت که دقایقی است بیرون تشریف برده اند و ما در بیرون چادر منا منتظر ایشان نشسته ایم.( ساعت ۱۱:۳۰ صبح). ایشان بعد از دقایقی تشریف آوردند. جلو رفتم و گفتم:« آقای فرضیایی سلام. من دکتر خالقی، پدر ریحانه هستم.» عمو پورنگ هم با من روبوسی کرد و برخورد خوب و بسیار گرمی داشتند. من آدرس وبلاگ ریحانه را به ایشان دادم و ایشان هم نوشته ای به یادگار برای ریحانه نوشتند و به من دادند. متن نوشته شده این بود:

   

                                                             بنام خدا

دختر عزیزم ریحانه خانم

در این سرزمین الهی از خداوند منان برایت آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.

به امید اینکه روزی خودت بیایی زیارت خانه ی خدا.. .

                                                            به امید دیدار                  عمو پورنگ   ۱۰/۱۰/۸۵

    

و در پایان نوشته امضا هم کرده بودند.

البته بابام با عمو پورنگ عکس هم گرفته که در یه موقع مناسب اون رو توی وبلاگم می ذارم. جالبه بدونید که بابام ۲ ساعت بعد از مراسم باشکوهی که سر ها را می تراشند، اون عکس رو گرفته بود.

                            

عمو پورنگ منتظر اومدنتون به وبلاگم هستم. به امید آن روز.........

عمو پورنگ و دوستان خیلییییییییییییییییییییییی دوستتون دارم و در همین جا با شما خداحافظی می کنم.

دست علی یارتون        خدانگهدارتون

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٥ - ریحانه خالقی